عزيز دولت آبادى
556
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
علاى تبريزى علاء الدّين فريدون از شاعران سدهء هفتم هجرى قمرى است وى پدر همام شاعر بلندپايهء تبريزى است . همام در غزلى به لقب و احتمالا به تخلص پدر خود چنين اشاره كرده است : غزلى لايق سمعت نبود ور باشد * هم غزلهاى همام ابن علاى تو بود علاء الدّين فريدون خود مردى فاضل و شاعر بوده و از اشعارش در جنگ شماره 3047 كتابخانهء مرحوم حاجى محمد نخجوانى كه ظاهرا در سدهء هشتم هجرى قمرى استنساخ شده آمده است . در بيتى خود را چنين مىستايد : مه سپهر سخن شير بيشهء فضلم * نظير من ننمايد زمانه در هر باب علاوه بر بيت مذكور هفت بيت ذيل هم از اشعار او در همان جنگ نقل شده است : اى ز رشك مقاطر قلمت * غرقه در آب گشته در خوشاب علما را به خدمت تو امان * فضلا را به حضرت تو مآب در گمانت نبوده هيچ خطا * بر زبانت نرفته غير صواب بارها نفس عيسويت ، علاج * كرده دق را به يكدو كفچه جو آب كلف از روى ماه بسترده * به سپستان و خطمى و عنّاب داده در مجلست هميشه بهم * صحت شخص و نسخهء كشكاب عقل هر مشكلى كه كرد سؤال * داد كلكت به نيم نكته جواب ( جنگ شماره 3047 كتابخانهء ملى تبريز ، ص 39 الف - مقدمه بر ديوان همام ، ص 33 - 36 ) علا بيگ تبريزى مولانا علا بيگ ملقب به جمال الملك از خطاطان معروف سدهء دهم هجرى قمرى ( زمان شاهطهماسب صفوى ) است مؤلف پيدايش خط و خطاطان مىنويسد كه : « مملكت كمال را جمال و جمال كمال را خال بود به وفور كمالات عديده ممتاز و در اقطار آذربايجان به فضائل